الف صدرا – ونکوور
«عُمَر» یک فیلم درام فلسطینی محصول ۲۰۱۳ بهکارگردانی هانی ابو-اسعد است. این فیلم در جشنوارهٔ کن سال ۲۰۱۳ اکران شد. فیلم «عمر» پنجمین اثر بلند داستانی ابو-اسعد و دومین فیلمی است که در میان آثار سینمایی وی، پس از «اینک بهشت» در سال ۲۰۰۵، به لیست نامزدهای نهایی جوایز اسکار راه یافت.
هانی ابواسعد، کارگردان فیلم در گفتوگویی با شبکهٔ خبری «الجزیره» گفت: «این فیلم ۹۸ دقیقهای که از واقعیتهای زندگی روزمرهٔ مردم فلسطین الهام گرفته شده، روایتگر رابطهٔ چند دوست است که برای آزادی سرزمین خود با سربازان اسرائیلی مبارزه میکنند، اما در این مسیر دچار اشتباهاتی میشوند.»
خلاصهٔ داستان
داستان فیلم دربارهٔ یک کارگر نانوایی بهاسم عمر است که هر روز خود را در تیررس سربازان اسرائیلی قرار میدهد و از دیوار امنیتی اسرائیل بالا میرود تا زن مورد علاقهاش، نادیا، را ملاقات کند. ازدواج عمر و نادیا پس از اینکه عمر بهدست سربازان اسرائیلی در یک درگیری بازداشت میشود، به هم میخورد و عمر در بازداشتگاه اسرائیل زیر شکنجههای شدیدی قرار میگیرد و…
دربارهٔ فیلم
فیلم «عمر» ساختهٔ هانی ابواسعد، اثریست که در همان نگاه نخست، نه بهعنوان یک داستان عاشقانه یا یک تریلر سیاسی، بلکه بهعنوان تجربهای انسانی از زیستن زیر سایهٔ دیوارها و برجکها، خود را آشکار میکند. روایتش ساده به نظر میرسد، اما مثل کوچههای تنگ و پرپیچ فلسطین، هرچه پیشتر میروی، لایههای بیشتری از تردید، ترس، خیانت و امید را بر تو میگشاید. ابواسعد که پیشتر با «اینک بهشت» توجه جهان را جلب کرده بود، در این فیلم بار دیگر از مرز ژانرها عبور میکند و اثری میسازد که هم در جشنوارهٔ کن مورد توجه قرار میگیرد، و هم به جمع نامزدهای اسکار بهترین فیلم خارجیزبان راه مییابد؛ افتخاری که برای سینمای فلسطین معنایی دوچندان دارد، چرا که هر بار صدای این سینما به جهان میرسد، فرصتی است برای شنیدهشدن تجربهٔ زیستهٔ مردمی که معمولاً فقط از دریچهٔ خبرها در رسانه، آمار خشونت حاکم بر آنها دیده میشوند.
عمر، جوانی است که در حاشیهٔ شهر، میان کار در نانوایی و رفتوآمدهای پرخطرش به آنسوی دیوار، دو زندگی موازی دارد. یک زندگی آشکار، با دستان آردی و چهرهای آفتابسوخته که نان را به خانهها میرساند، و یک زندگی پنهان، با چشمانی همیشهنگران و گامهایی که یا بهسوی عشقش نادیا میروند یا بهسوی عملیاتی علیه اشغالگران. این دو زندگی، مثل دو خط ریلی که در نگاه اول موازیاند، آرامآرام به نقطهای میرسند که ناگزیر با هم برخورد میکنند و از دل این برخورد، داستان فیلم جان میگیرد.
ابواسعد بهجای آنکه از عمر یک قهرمان یکدست و شکستناپذیر بسازد، انسانی را نشان میدهد که با تردیدها، ترسها و ضعفهایش زندگی میکند. او همانقدر که حاضر است از دیوار بلند و سیمخاردار عبور کند تا نادیا را ببیند، همانقدر هم در لحظات بازجویی به لبهای بسته و نگاه متزلزل نادیا خیانت میکند. اینجا، خیانت مفهومی مطلق ندارد؛ فیلم به ما میآموزد که در جهان تحت اشغال، تصمیمها همیشه میان خوب و بد نیستند، بلکه میان بد و بدتر، و گاهی میان چیزی شبیه نجات خود و نابودی دیگری، قرار میگیرند. این پیچیدگی اخلاقی، جوهرهٔ انسانی «عمر» است و آن را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند.
فیلم در بیان این تنشها، نه به دیالوگهای پرشور و خطابهوار متکی است و نه به موسیقیای که احساسات را از بیرون بر تماشاگر تحمیل کند. بلکه ریتمش را از سکوتها، از نگاههای سنگین، و از میزانسنهایی میگیرد که در آنها فاصلهٔ میان دو شخصیت دقیقاً بهاندازهٔ دیوارهای فیزیکی و نامرئیای است که میانشان کشیده شده. در سکانسی که عمر برای دیدن نادیا باید از دیوار حائل عبور کند، دوربین نه بر چهرهٔ او، بلکه بر دستانش که به شکافهای بتن چنگ میزنند، تمرکز میکند؛ تصویری که فراتر از حرکتی فیزیکی، استعارهای از زندگی روزمره در فلسطین است: همیشه در حال بالارفتن، همیشه در خطر سقوط، و همیشه با امید به رسیدن بهسوی دیگر.
نورپردازی و رنگبندی فیلم، آگاهانه بر تضاد استوار است. بیرون از زندان، گرچه آفتاب حضور دارد، اما نور گرم نیست؛ همهچیز غبارآلود و خاکی است، انگار که بر هوا هم سایهای سنگینی میکند. درون زندان، نور فلورسنت سرد، بیزمانی و بیجانی فضا را تشدید میکند. این دوگانگی بصری، تجربهٔ شخصیتها را دوچندان ملموس میکند؛ آزادی که با خطر آمیخته است و اسارت که با انجماد و سکون همراه است. همین تضاد، وقتی با قاببندیهای بسته و گاه خفهکننده همراه میشود، باعث میشود حتی لحظات بیرون از زندان هم حس رهایی واقعی به تماشاگر ندهد.

«عمر» در روایت خود، همواره به ما یادآوری میکند که اشغال فقط یک وضعیت نظامی نیست، بلکه یک وضعیت روانی و عاطفی نیز است. مأمور امنیتی اسرائیلی که بازجویی عمر را برعهده دارد، با ظرافتی موذیانه، عشق او به نادیا را به ابزار فشار بدل میکند. در اینجا، دشمن نهفقط بر زمین و خانه و رفتوآمدِ تو سلطه دارد، بلکه بر احساساتت، بر خاطراتت و حتی بر آیندهٔ عاطفیات هم مسلط است. فیلم نشان میدهد که چگونه جنگ، خصوصیترین و مقدسترین قلمرو انسان یعنی عشق را آلوده میکند و آن را به میدان معامله و تهدید میکشاند.
ابواسعد بهخوبی از جغرافیای شهری و طبیعی فلسطین برای ساختن معنای روایی بهره میگیرد. کوچههای باریک، پشتبامهای نزدیکبههم، و دیوارهایی که ناگهان وسط یک خیابان قد علم کردهاند، همه نهفقط لوکیشن، که بخشی از داستاناند. عمر وقتی از روی دیوار میپرد یا در پیچوخم کوچهها میدود، فقط در حال عبور از این فضاها نیست؛ او در حال عبور از مرزهای نامرئی اعتماد و ترس است. هر عبور، چه برای دیدن نادیا باشد و چه برای مأموریت سیاسی، بهایی دارد که گاهی با جان و گاهی با حیثیت پرداخته میشود.
ریتم تدوین، ترکیبی از سکوتهای طولانی و برشهای ناگهانی است که حس بیثباتی جهان عمر را منتقل میکند. تماشاگر هیچگاه احساس امنیت نمیکند که حالا میتواند نفس راحتی بکشد؛ هر لحظه ممکن است درگیری، تعقیب یا خیانتی جدید از راه برسد. این ساختار روایی، «عمر» را به تریلری تبدیل میکند که در عین حال یک تراژدی انسانی است.
بازیگران، بهویژه آدم بکری در نقش عمر، با ظرافتی کمنظیر میان سرسختی بیرونی و شکنندگی درونی حرکت میکنند. نگاههای عمر به نادیا، همزمان حاوی اشتیاق و اضطراب است؛ انگار که هر لحظه ممکن است این رابطه فرو بپاشد. سطوح مختلف بازیها، چه در میان دوستان عمر و چه در بازجویان، واقعگرایی فیلم را تقویت میکند و از آن تصویری سیاهوسفید نمیسازد.
دیوار حائل اسرائیل، که از ۲۰۰۲ بهبعد ساخته شد، چهرهٔ جغرافیایی و اجتماعی فلسطین را دگرگون کرد. این دیوار نهفقط رفتوآمد، که ساختارهای سنتی خانواده و دوستی را هم قطع کرد. «عمر» با جزئیاتی کوچک اما دقیق، این تأثیر را ثبت میکند؛ از تأخیرهای طاقتفرسای عبور گرفته تا تغییر مسیرهای ناگهانی و نگاه مأموران از برجهای دیدهبانی. هرکدام از این جزئیات، وزنی تاریخی دارند و به یادمان میآورند که شخصیتهای فیلم فقط در حال گذراندن یک داستان شخصی نیستند، بلکه زندگیشان بخشی از تاریخ ثبتنشدهٔ یک ملت است.
پایانبندی فیلم، که در آن خط باریکی میان حقیقت و خیانت باقی میماند، یکی از نقاط اوج کار ابواسعد در بازی با ادراک تماشاگر است. ما همچون عمر، نمیتوانیم با قطعیت بگوییم چه کسی راست گفته و چه کسی فریب داده است. این ابهام، برخلاف بسیاری از فیلمها که در پایان به روشنگری میرسند، در «عمر» عامدانه حفظ میشود تا تماشاگر با همان تردیدی سالن را ترک کند که شخصیت اصلی با آن زندگی میکند. این تصمیم روایی، بهویژه در بافت سینمای سیاسی خاورمیانه، جسورانه است؛ چرا که از ارائه پاسخهای ساده میگریزد و بر پیچیدگیهای واقعیت پافشاری میکند.
«عمر» در نهایت فیلمی است دربارهٔ حصارها؛ حصارهایی که میان مرزها کشیده میشوند، میان انسانها شکل میگیرند و در ذهنها ریشه میدوانند. دیوارهای بتنی شاید روزی فرو بریزند، اما دیوارهای بیاعتمادی و ترس، که فیلم با دقت و بیرحمی آنها را ترسیم میکند، بهاین سادگی فرو نمیریزند. همین نگاه عمیق به تجربهٔ انسانی، همراه با مهارت سینمایی و بار تاریخی، است که باعث شد «عمر» هم در محافل سینمایی تحسین شود و هم بهعنوان سندی هنری از زندگی در فلسطین معاصر باقی بماند. ابواسعد در این اثر نشان داد که میتوان از دل داستانی بهظاهر عاشقانه، جهانی از معنا، تاریخ و احساس را به تصویر کشید، جهانی که گرچه بهطور خاص فلسطینی است، اما در جوهرهٔ انسانیاش، جهانشمول و فراتر از مرزهاست.
این فیلم در تعدادی از کتابخانههای مترو ونکوور ازجمله کتابخانههای ونکوور، وست ونکوور، بخش نورث ونکوور، برنابی و کتابخانههای منطقهٔ فریزر ولی موجود است و میتوانید آن را بهرایگان امانت بگیرید.